
زندگینامه زنده یاد محمدرضا حافظی
محمدرضا حافظی؛ مردی که اندوه فرزندش را به هزاران کلاس درس تبدیل کرد.
در سال ۱۳۰۸، در شهر بروجرد، پسری به دنیا آمد که بعدها نامش با مدرسه، دانش، نیکوکاری و آینده کودکان ایران گره خورد؛ محمدرضا حافظی. شاید بتوان ریشههای این روحیه را بسیار پیشتر از خودش جستوجو کرد؛ در خانوادهای که نیکوکاری بخشی از سبک زندگی آنان بود. پدربزرگش طبیبی نیکوکار بود؛ پزشکی که درد مردم را فقط با نسخه و دارو درمان نمیکرد. بسیاری از بیمارانی که توان پرداخت هزینه درمان نداشتند، نزد او میآمدند و او بیچشم داشت به درمان و یاری آنان میپرداخت. مصطفی پدر محمدرضا که از پایه گذاران صنعت برق بروجرد بود، مردی متمول، فعال و خیر بود و در حوزه اقتصادی بروجرد فعالیت داشت؛ از جمله در راهاندازی و اداره کارخانه برق و کارخانه آرد. محمدرضا از همان کودکی در کنار پدر قرار گرفت و خیلی زود با مفهوم کار، مسئولیت و مدیریت آشنا شد. او فقط تماشاگر فعالیتهای پدر نبود؛ یاد میگرفت. هرچه بزرگتر شد، اعتماد پدر نیز به او بیشتر شد. در سالهای نوجوانی و جوانی، بسیاری از امور به او سپرده شد و او آرامآرام مهارت اداره کار و ارتباط با مردم را آموخت. در کنار توان مدیریتی، مردمداری و مهربانی نیز از ویژگیهای آشکار شخصیت او بود؛ ویژگیای که بعدها در ارتباط گسترده او با خیرین و مردم، نقشی اساسی پیدا کرد.
در سال ۱۳۳۳، با دختر عموی خود؛ بانویی پاکدامن و فداکار بنام مهین حافظی بود، ازدواج کرد. زندگی خانوادگیاش با تولد دو دختر بنامهای شهین و شهره و دو پسر بنامهای امیرحسن و علیرضا شکل گرفت؛ خانوادهای که در ادامه راه، همراه و پشتیبان جدی او بودند.از میزان تعهد او به کار، داستانهایی نقل شده است که شب و روز برای او فرقی نداشت عاشقانه در کارهایش خدمت میکرد. همه زندگیاش را در خدمت یک هدف بزرگتر قرار داد. سالهای زندگی او همیشه آرام و بیدغدغه نبود. در مسیر کار و فعالیت، با دشواریها و ناملایمات و حتی مزاحمتهای مختلفی روبهرو شد؛ اما تعلق خاطرش به ایران و مردمش باعث نشد از مسیر خدمت فاصله بگیرد. او همچنان کار کرد، ساخت و زندگی کرد؛ بیآنکه بداند حادثهای در راه است که مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر خواهد داد.
روزی که یک پدر، معنای تازهای از زندگی پیدا کرد.
جوانی که در آستانه ازدواج قرار داشت و قرار بود زندگی تازهای را آغاز کند. اما حادثهای تلخ همه چیز را تغییر داد. امیرحسن ۲۸ ساله به همراه همسرش در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داند؛ حادثهای که ضربهای سنگین به خانواده حافظی وارد کرد. برای پدری که فرزند جوانش را از دست داده بود، تحمل این اندوه آسان نبود. اما در روزهای پس از آن، اتفاقی افتاد که نگاه محمدرضا حافظی را به زندگی دگرگون کرد.افرادی برای تسلیت آمدند؛ کسانی که پدر امیرحسن آنها را نمیشناختند. از جوانی گفتند که در سکوت به آنها کمک کرده بود؛ از نیازمندانی که دستشان را گرفته بود و از کارهای خیری که بیآنکه پدرش از آنها باخبر باشد، انجام داده بود. آن روز، محمدرضا حافظی با وجه دیگری از فرزندش روبهرو شد.
امیرحسن رفته بود، اما ردّ نیکی او تازه داشت آشکار میشد. و شاید همینجا بود که پدر به این حقیقت رسید که میتوان از دل یک فقدان بزرگ، راهی برای ادامه یک زندگی بزرگتر پیدا کرد. او سرمایهای را که برای آینده امیرحسن آماده کرده بود، در مسیر ساخت مدرسه قرار داد و در بروجرد مدرسهای به نام فرزندش بنا کرد؛ مدرسهای با ظرفیت حدود ۱۲۰۰ دانشآموز. اما این مدرسه فقط یک ساختمان نبود. برای حافظی و همسرش، گویی امیرحسن از دنیا نرفته بود؛ بلکه در چهره صدها و هزاران دانشآموز ادامه پیدا کرده بود. از آن پس، مدرسه برای او معنایی متفاوت پیدا کرد.
اینگونه بود که مدرسهسازی، از یک کار خیر شخصی به یک رسالت اجتماعی تبدیل شد. او دریافت که میتوان اندوه را به امید تبدیل کرد؛
سرمایه را به آینده سپرد و یک فقدان شخصی را به فرصتی برای ساختن آینده دیگران تبدیل کرد. از آن روز به بعد، مسیر زندگی محمدرضا حافظی شتاب دیگری گرفت.در سال ۱۳۷۷، با ایده و پیگیری دکتر حافظی پس از اخذ موافقت آموزش و پرورش، توسط محمد رضا حافظی و کمک دوستانش جامعه خیرین مدرسهساز کشور در مشهد الرضا تاسیس شد. و او در جایگاه ریاست آن، و بنیانگذار جامعه خیرین شد نزدیک به دو دهه در مسیر توسعه فرهنگ مدرسهسازی و گردآوردن خیرین کشور فعالیت کرد.
او به شهرهای مختلف رفت، به مناطق محروم سر زد، کمبودهای مدارس را از نزدیک دید و تلاش کرد انسانهای بیشتری را با خود همراه کند. مهمتر از آن، او تنها به خرج کردن سرمایه شخصی خود اکتفا نکرد؛ تلاش کرد فرهنگ بخشیدن را در جامعه گسترش دهد. وی با تکیه بر اعتبار و ارتباطات خود، گاه با هزینه شخصی دوستان و افراد توانمند مالی را به مهمانی دعوت میکرد و با گفتوگو و ترغیب آنان، بسیاری را به جمع خیرین مدرسهساز یا حامیان ساخت و تجهیز مدارس میافزود.
همین ویژگی، شاید یکی از ماندگارترین میراثهای او باشد: محمدرضا حافظی فقط مدرسه نساخت؛ انسانهای بسیاری را با خود به مدرسهسازی دعوت کرد.
میراث مردی که رفت، اما راهش ماند
در طول سالهای فعالیت، حافظی بخشی از سرمایه شخصی خود را صرف ساخت مدارس کرد و در توسعه جریان خیرین مدرسهساز کشور نقش داشت. او در سراسر ایران و حتی در ارتباط با ایرانیان خارج از کشور، خیرین بسیاری را به مشارکت در امر مدرسهسازی دعوت کرد. امروز جامعه خیرین مدرسهساز، شبکهای گسترده در سراسر کشور دارد و فرهنگ مشارکت مردم در ساخت و تجهیز فضاهای آموزشی، به یکی از جریانهای مهم نیکوکاری ایران تبدیل شده است. اما شاید ارزش کار حافظی را فقط نباید در تعداد ساختمانهایی که ساخته شد جستوجو کرد.
ارزش بزرگتر، در آدمهایی است که به این راه پیوستند.
در کودکانی که پشت نیمکت نشستند.
در معلمانی که در کلاسهای ساختهشده به آموزش پرداختند.
در خانوادههایی که با دیدن یک مدرسه، آینده فرزندشان را روشنتر دیدند.
و در خیرینی که فهمیدند میتوان بخشی از داشتههای امروز را به آینده فرزندان این سرزمین سپرد.
از همین منظر، داستان محمدرضا حافظی فقط داستان یک خیر نیست؛ داستان مردی است که یک اندوه بزرگ را به یک حرکت بزرگ اجتماعی تبدیل کرد. سالهای پایانی عمرش با بیماری همراه شد و خانوادهاش بویژه دخترش در کنار او همچون فرشتگانی از او مراقبت میکردند. او سرانجام در ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ در تهران درگذشت.
در پی درگذشت محمدرضا حافظی، پیامهای تسلیت چهرههای عالیرتبه کشور، گویای جایگاه و اثرگذاری او در عرصه مدرسهسازی بود؛ از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی، علی لاریجانی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیسجمهور، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و وزیر وقت آموزشوپرورش و جمعی دیگر از مسئولان و شخصیتهای علمی و اجتماعی کشور.
محمدرضا حافظی از دنیا رفت، اما راهی که آغاز کرده بود ادامه پیدا کرد. شاید بتوان تمام زندگی او را در یک جمله خلاصه کرد:
او نتوانست فرزندش را از مرگ بازگرداند؛ اما تصمیم گرفت آینده هزاران فرزند دیگر را بسازد.
و این شاید یکی از زیباترین شکلهای ماندگار شدن یک انسان باشد. آثار، فعالیتها، مدارس ساختهشده و نقش دکتر محمدرضا حافظی در شکلگیری و گسترش جامعه خیرین مدرسهساز کشور، در بخش «آثار و فعالیتها»ی این تالار بهصورت مفصل ارائه شده است.
یادش گرامی و نام نیکش ماندگار باد 
برای ثبت همه خاطرات و دلنوشتههایی که درباره محمدرضا حافظی نوشته شده، مجال این مجموعه کافی نیست. از میان روایتهای فراوانی که از ایشان به یادگار مانده، در این بخش تنها گوشهای از دلنوشتهها و خاطرات را آوردهایم؛ روایتهایی کوتاه اما پر از مهر و احترام که شاید بتوانند بخشی از شخصیت، بزرگواری و اثر ماندگار ایشان را در ذهن و دل مخاطب زنده کنند.
دکتر بطحایی؛
وزیر وقت آموزش و پرورش
اما در میان انبوهی از خود گذشتگی ها ونیکوکاری های این بزرگ مرد نیکوکار، آنچه که خاطرات شیرینی را برای همه دوستداران ایشان ماندگار ساخته است بیان شیوا و مملو از زیباییهای کلامی از نحوه شکلگیری جامعه خیرین مدرسه ساز است که همه ی آن را عنایت حضرت ثامن الائمه ( ع ) میدانست .
با چنان شور و شعفی ماجرای اولین جلسه خیرین در کنار مرقد شریف حضرت ثامن (ع ) را بیان میکرد و از کوچکترین جزئیات آن نیز نمیگذشت که گویی شنونده خود همراه آن جمع نیکوکار و خیراندیش بوده است .
مشیت الهی و داغ فرزند و عروسش را نشانهای از سوی خداوند متعال میدانست که او را به سوی امر خیر ، آن هم خدمت به عرصه دانش و معرفت نسل جوان سوق داد. او میتوانست همانندبسیاری از مشابهان ، عمر خود را با بهرهمندی از هوش وافر و ثروت اندوخته و خانوادگی خود در کسب مال و منال و افزودن ثروت و مکنت سپری سازد ولی فوت نابهنگام و بسیار دلخراش عزیزان خود را هشداری برای اصلاح مسیر زندگی و سپری کردن آن در راه خیر و نوع دوستی میدانست .
محسن حاجی میرزایی؛
دبیر هیئت دولت
زندهیاد محمدرضا حافظی از مفاخر برجسته و کم نظیر است. انسان وارسته و بزرگی که با اهتمام به امور خیر، باقیات الصالحات ارزشمندی از خود بهجای گذاشته و خط شکن و طلایه دار حسنهی بزرگ مدرسه سازی شدهاند. مرحوم حافظی دغدغه فرزندان ایرانزمین و آبادی و اعتلای وطن را داشتند و با اخلاص و سخاوت بیحد خود منشأ ثمرات و اثرات زیادی شدهاند.
دکتر کاظم قلمچی؛
مدیر مؤسسه قلمچی و عضو هیئت مؤسس مجمع خیرین مدرسهساز
موضوعی که همیشه خدمت خود آقای حافظی عرض میکنم این است که ایشان علاوه بر اینکه انسانی نیکوکار هستند و نیات انسان دوستانه دارند، دانایی، درایت، تدبیر و مدیریت زیادی دارند. حافظی انسان نیکوکار و با درایت و دانایی مثال زدنی است که با تمرکز و تلاش پیوسته، توانسته کاری بی بدیل در تاریخ علم و آموزش کشور ما برجای بگذارند. اعتقاد ایشان به گسترش فرهنگ نیکوکاری در کل کشور همچنان پابرجاست
مهراله رخشانیمهر؛
رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور
مرحوم حافظی هم از جمله افراد سعادتمند و رادمردی بود که تلخی فوت فرزندش را با اقدام حسنه مدرسهسازی به حلاوت لبخند کودکان مناطق محروم در مدارس نوساز تبدیل کرد و چه تجارت و معاملهای پرسودتر از اینکه با خداوند قادر متعال معامله کنیم که به فرموده قرآن یک عمل نیک را با هفتاد برابر پاسخ میدهد.جامعه خیرین مدرسهساز کشور که به همت این بزرگمرد و تعداد اندکی خیّرین نیکاندیش سال ۱۳۷۷ بنا شد، امروز به برکت اقدامات ارزشمند زندهیاد حافظی و دوستان خیّرش با خیل عظیمی از نیکوکاران در داخل و خارج از کشور پرثمرتر از همیشه، برای توسعه فضاهای آموزشی فرزندان وطن تلاش میکند.
سید حسین معصومی؛ از شعرای خوب کشورمان
او نه تنها یک مصلح بزرگ، بلکه انسانی فکور و خادم راستین وطن بود؛ انسانی که زندگیاش را وقف آینده و رشد فرزندان این کشور کرد.روح بزرگ او، در هر مدرسهای که خود ساخت یا با هدایت و تشویق او توسط دیگر خیرین بزرگوار برپا شد، زنده است و همواره شاهد پیشرفت و بالندگی دانشآموزان این سرزمین. در برابر چنین انسان والایی، جز سر تعظیم فرود آوردن و یادش را گرامی داشتن، کاری از دست ما ساخته نیست.
خانم اقبالي؛
خیر و شاعر
محمدرضا حافظی یکی از این انسانهای دل سوخته بود که علاوه بر دستگیری مستمندان و نیازمندان، به تامین نیاز فکری و علمی جامعه از طریق مدرسه سازی اقدام نمود و آثار پر برکت این حرکت عظیم، برای سالیان متمادی برقرار است.
یادگاری از سالهای خدمت در دبستان دکتر حافظی آموزش وپرورش منطقه ۱۰تهران
به قلم مدیر دبستان دکتر حافظی ،پری مومنی
هر صبح که درِ دبستان گشوده میشود و صدای خندهی کودکان در حیاط میپیچد، حس میکنم روح پاکی در این فضا جاری است؛ روح انسان نیکاندیشی که با ایمان و عشق، بنایی برای آیندهی فرزندان این سرزمین ساخت.
نام این مکان، یادآور مردی است که نه تنها مدرسهای بنا کرد، بلکه با اندیشه و مهر خود، امید را در دلها زنده نگه داشت
زندهیاد دکتر محمد رضا حافظی
سالهاست که افتخار خدمت در این دبستان را دارم، و در هر گوشه از حیاط، هر کلاس و هر لبخند دانشآموزان، ردّی از نیت خیر و نگاه روشن او را میبینم.او باور داشت که هر آجرِ یک مدرسه، سنگبنای فردایی روشنتر است؛ و ما امروز شاهد به ثمر نشستن آن ایمان هستیم.
برای من، مدیریت در دبستان دکتر حافظی تنها یک مسئولیت نیست، بلکه ادای دِینی است به راه نیکی و دانایی.
هر روز با خود میاندیشم که اگر ما بتوانیم حتی ذرهای از آن عشق و ایمان را در دل کودکان این نسل بکاریم، رسالت خود را بهجا آوردهایم.
یاد و نام دکتر حافظی در این دبستان زنده است در نگاه کنجکاو دانشآموزان، در تلاش معلمان دلسوز، و در آرزوهایی که از دل این دیوارها تا افقهای دور پرواز میکند.
ماادامه دهندگان راه روشن دکترحافظی هستیم وازمدرسه ای که باعشق ساخته شد جهانی ازامیدخواهیم ساخت
با احترام پری مومنی
آثار و فعالیتها
دکتر محمدرضا حافظی از چهرههای اثرگذار در شکلگیری و گسترش فرهنگ مدرسهسازی در ایران بود. او علاوه بر ساخت و نوسازی مدارس با هزینه شخصی، بخش مهمی از زندگی خود را صرف ایجاد، سازماندهی و گسترش جریان ملی خیرین مدرسهساز کرد.
مهمترین آثار و فعالیتها
– بنیانگذاری و توسعه جامعه خیرین مدرسهساز کشورنقش محوری در شکلگیری جامعه خیرین مدرسهساز و گسترش این حرکت به سراسر کشور و ایجاد شبکهای از خیرین در استانها و شهرستانهای مختلف.
– ساخت و نوسازی مدارسساخت و نوسازی ۱۴ مدرسه با هزینه شخصی در نقاط مختلف کشور و اختصاص بخشی از دارایی خود به توسعه فضاهای آموزشی.
– ساخت مدرسه به یاد فرزندشاحداث دبیرستان امیرحسن حافظی در بروجرد، استان لرستان به یاد فرزندش؛ اقدامی که از نمونههای شاخص پیوند عاطفه خانوادگی با نیکوکاری آموزشی بود.
– گسترش مدرسهسازی در مناطق محرومتلاش برای شناسایی نیازهای آموزشی مناطق کمبرخوردار و جلب مشارکت خیرین برای ساخت، تکمیل و تجهیز مدارس در این مناطق.
– جذب و سازماندهی خیرینبرگزاری همایشها و جشنوارههای خیرین مدرسهساز و ایجاد زمینه برای ورود افراد، خانوادهها و صاحبان توان مالی به عرصه مدرسهسازی.
– توسعه فعالیت خیرین ایرانی خارج از کشورارتباط با ایرانیان نیکوکار خارج از کشور و تشویق آنان به مشارکت در ساخت و توسعه مدارس و فعالیتهای آموزشی.
– حمایت از دانشآموزان و دانشجویانمشارکت در حمایتهای آموزشی و تحصیلی از دانشآموزان و دانشجویان و تأکید بر فراهم کردن فرصت رشد برای نسل آینده.
– ترویج فرهنگ نیکوکاریمهمترین دستاورد اجتماعی او، ترویج این باور بود که ساخت مدرسه تنها ساخت یک ساختمان نیست؛ بلکه سرمایهگذاری برای آینده کودکان و آینده کشور است.
برگ های زرینی از فعالیتهای فرهنگی و عمرانی زنده یاد جناب آقای محمد رضا حافظی
۱-تاسیس جامعه خیرین مدرسه ساز کشور در سال ۱۳۷۷که به تعبیر مقام معظم رهبری،پدیده مبارک نام گرفت و در طول ۲۲سال بالغ بر ۲۵۰۰۰مدرسه در کل کشور با کمک خیرین بنا نمودند
۲-تاسیس اولین کارخانه برق غرب کشور در بروجرد
۳-تاسیس کارخانه آرد بروجرد
۴- انتقال آب گلرود به بروجرد و بسیاری دیگر ار کارهای فرهنگی و عمرانی ……
۵- باز سازی دبیرستان امام خمینی بروجرد ،
بخش مهمی از توان، اعتبار و دارایی خود را صرف خدمت به مردم ایران و بهویژه کودکان و نوجوانان این سرزمین کرد. برای او مدرسهسازی تنها یک فعالیت خیرخواهانه نبود؛ راهی بود برای ادای دین به سرزمین و مردمی که به آن تعلق داشت.
این دلبستگی در سالهای پایانی زندگی نیز ادامه یافت؛ زمانی که با وجود شرایط جسمی، همچنان پیگیر امور خیرین و مدرسهسازی بود و فعالیت خود را متوقف نکرد.