
زندگینامه مرحوم حاج علی شیرکوند
زندهیاد علی شیرکوند، فرزند مرحوم نجفعلی، در خانوادهای اصیل، مذهبی و پرتلاش در سال ۱۳۳۱ دیده به جهان گشود. پدرش که در آموزش و پرورش خدمت میکرد، همزمان به کشاورزی نیز اشتغال داشت و مادرش معلمه قرآن بود. با تلاش و پاکدستی، فرزندانشان را با ارزشهای کار، ایمان و استقلال آشنا میساختند.او در خانوادهای پرجمعیت، با شش دختر و چهار پسر پرورش یافت. پس از تولد چهار دختر، علی به عنوان نخستین پسر خانواده چشم به جهان گشود و آمدنش شادی وصفناپذیری را برای پدر، مادر و همه اعضای خانواده به همراه داشت. از همان کودکی احساس مسئولیت در وجودش ریشه دواند؛ خود را تنها فرزند خانواده نمیدانست، بلکه پشتیبان خواهران و برادران، یاور پدر و مایه دلگرمی مادر بود.پدرش همواره به فرزندان میآموخت که باید روی پای خود بایستند، با تلاش زندگی کنند و استقلال را از همان سالهای نوجوانی تجربه کنند. علی نیز این درس بزرگ را به خوبی آموخت. در کنار تحصیل، به پدر در کشاورزی کمک میکرد، حتی در دوران کودکی کسب و کار را با افتخار تجربه کرد و با کار و کوشش، نخستین درآمدهای زندگی خود را به دست آورد. او باور داشت که عزت انسان در تلاش و کسب روزی حلال است.تحصیلات خود را تا مقطع دهم نظام قدیم (چهارم طبیعی) ادامه داد، اما پس از آن مسیر زندگیاش را در میدان کار و تلاش جستوجو کرد. روحیه پرتلاش و تجربه او باعث شد در طول زندگی مشاغل گوناگونی را تجربه کند؛ از فروش لوازم خانگی و فعالیت در آژانس گرفته تا همکاری در صنایع دفاع پارچین، رانندگی با نیسان، مینیبوس، خاور و اتوبوس. هر شغلی برای او مدرسهای تازه بود و هر سختی، تجربهای ارزشمند. اگرچه در برخی فعالیتهای اقتصادی با شکست روبهرو شد، اما هیچگاه امید خود را از دست نداد و با توکل بر خدا، دوباره از نو آغاز کرد.در سال ۱۳۵۳ با بانویی مؤمن و فداکار (عقیله مصلحی) ازدواج کرد و زندگی مشترک خود را بر پایه محبت، صداقت و ایمان بنا نهاد. حاصل این ازدواج، سه پسر و یک دختر بود؛ تولد نخستین فرزندش، امیرحسین، در سال ۱۳۵۵، شیرینی پدر شدن را به او چشاند. پس از آن، دخترش عادله و سپس دو پسر دیگر، امیراحمد و امیرعباس، گرمای خانواده را دوچندان کردند و بزرگترین سرمایه زندگی او شدند.در سال ۱۳۷۰، به همراه همسرش توفیق تشرف به سرزمین وحی و انجام فریضه حج تمتع را یافت؛ سفری معنوی که تأثیر عمیقی بر زندگی و باورهای او بر جای گذاشت و بیش از پیش دلش را به خدمت، اخلاق و بندگی خداوند گره زد.مرحوم حاج علی شیرکوند در دوران دفاع مقدس نیز هر جا احساس نیاز میشد، در تهیه و ارسال آذوقه و کمکهای مردمی برای جبههها حضور داشت .در سالهای بعد، با راهاندازی دامداری و بنگاه معاملات، فصل تازهای از زندگی خود را آغاز کرد. رمز موفقیت او تنها تجربه و تلاش نبود؛ بلکه صداقت، انصاف و رعایت حق مردم بود. او همواره منافع طرف مقابل را نیز در نظر میگرفت و به همین دلیل اعتماد مردم بزرگترین سرمایه زندگیاش شد. بسیاری تنها به دلیل خوشنامی و انصافش، معاملات خود را به او میسپردند.او انسانی مؤمن، خوشاخلاق، شوخطبع و مردمدار بود. همه او را به لبخند همیشگی، مهربانی، فروتنی و احترام به کوچک و بزرگ میشناختند. با کودکان مانند یک دوست رفتار میکرد، با جوانان همدل بود و بزرگترها از متانتش لذت میبردند. حضورش در هر جمعی، گرما، صمیمیت و آرامش به همراه داشت.علاقه ویژهای به اهلبیت(ع) داشت و سالها به عنوان خادمالحسین(ع) در هیئت مذهبی محل، با عشق و اخلاص خدمت میکرد. همچنین در کارهای خیر، از تهیه جهیزیه برای خانوادههای نیازمند تا کمک به مستمندان و مشارکت در پروژههای عامالمنفعه، همواره پیشگام بود. هرگاه بزرگان و خیران شهرستان برای انجام کاری خیر گرد هم میآمدند، نام حاج علی شیرکوند نیز در میان نخستین دعوتشدگان دیده میشد؛ چرا که علاوه بر کمک مالی، با اندیشه، تجربه و دلسوزی خود نیز در پیشبرد امور نقش مؤثری داشت.سرانجام، در ۲۴ تیرماه ۱۳۸۴، بر اثر سکته قلبی، دعوت حق را لبیک گفت و خانواده، دوستان و مردم شهر را در اندوهی عمیق فرو برد. تشییع باشکوه پیکر او، جلوهای از محبت و احترام مردم به مردی بود که عمر خود را در راه خدمت، صداقت و نیکوکاری سپری کرده بود. پیکر پاکش در امامزاده قاسم امرآباد آرام گرفت.شاید طول عمر او بسیار کم بود اما کارنامه زندگیش سرشار از تاثیر گذاری در زندگی مردم و خانواده بود . بعد از فوتش خیلی از کارهای خیری که انجام داده بود مشخص شد.
امروز اگرچه حاج علی شیرکوند در میان ما نیست، اما نام نیک، اخلاق کریمانه، دستهای گرهگشایش، لبخندهای صمیمانه و یادگارهای ارزشمندش همچنان در قلب خانواده، دوستان و همه کسانی که او را میشناختند زنده است. او از آن انسانهایی بود که سرمایه واقعیشان نه دارایی، بلکه محبت مردم، صداقت در رفتار، ایمان به خدا و خدمت بیمنت به بندگان او بود؛ سرمایهای که هرگز از بین نخواهد رفت.یادش گرامی و روحش قرین رحمت الهی
دلنوشته ای از مانی نوه شادروان
پدربزرگ عزیزم…
وقتی تو از دنیا رفتی، من فقط سه سال داشتم؛ آنقدر کوچک که حتی فرصت نشد خاطرهای از صدایت در ذهنم بماند. امروز که بزرگتر شدهام و به دنیای کسبوکار علاقه پیدا کردهام، بیشتر از همیشه جای خالیات را حس میکنم. میگویند در کارهای مختلف تجربه داشتی و با تلاش و پشتکار، موفقیتهای زیادی به دست آوردی. چقدر دوست داشتم کنارم بودی؛ از شکستها و پیروزیهایت برایم میگفتی، راه را نشانم میدادی و از تجربههای ارزشمندت چراغی برای آیندهام میساختی. حالا تنها به تعریفهای دیگران از تو دلخوشم، اما باور دارم رد پای اندیشه و تلاش تو هنوز در زندگی ما باقی مانده است. امیدوارم روزی بتوانم آنگونه زندگی کنم که اگر از جایی نگاهم میکنی، به نوهات افتخار کنی.
شادروان حاجعلی شیرکوند در طول سالهای زندگی پربرکت خود، در عرصههای مختلف فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و مردمی شهرستان و محل، حضوری فعال و اثرگذار داشت و در بسیاری از این حوزهها مسئولیتهایی را نیز بر عهده گرفت. بخشی از این سوابق و خدمات ارزشمند به شرح زیر است: